بحران هوای اهواز؛ ضرورت احیای کمربند سبز/ سید آرمان شیرمردی
کلانشهر اهواز، قلب صنایع نفت و پتروشیمی، با آلودگی هوایی چندلایه و پیچیده دستبهگریبان است که برآیندی از صنایع، عوامل طبیعی و کاستیهای مدیریتی به شمار میرود. آمارهای رسمی نشان میدهد از هر پنج مرگ در اهواز، یک مورد مستقیماً به هوای آلوده نسبت داده میشود. این بحران فقط به بیماریهای تنفسی ختم نمیشود؛ ذرات معلق و گازهای سمی با ورود به خون و بافتها، زمینهساز بیماریهای قلبی، سکتهی مغزی، مشکلات گوارشی، پوستی و حتی زوال عقل هستند. کودکان، سالمندان و مادران باردار آسیبپذیرترین قربانیانند و آلودگی خطر سقطجنین، زایمان زودرس و نقصهای مادرزادی را افزایش میدهد. با وجود تداوم این بحران برای سالها، هنوز راهحل اساسی آن یعنی احیای کمربند سبز که نقشی حیاتی در جذب آلایندهها دارد، از وعده فراتر نرفته و بهعنوان ضرورتی عینی برای کاهش آسیبها، زمینمانده است.
از فلر تا ریزگرد؛ مروری بر منابع آلاینده
مهمترین منبع آلودگی، فلرها (مشعلهای سوزانندهٔ گاز همراه نفت) هستند که با احتراق ناقص، ذرات معلق، ترکیبات گوگردی و مواد شیمیایی مضر را وارد هوا میکنند. پس از آن، حملونقل شهری با سوخت کمکیفیت و ناوگان فرسوده، اکسیدهای نیتروژن و منوکسید کربن منتشر میکند. نیروگاهها، پتروشیمیها و دیگر صنایع آلاینده نیز حجم عظیمی از اکسیدهای گوگرد، نیتروژن و ذرات معلق تولید میکنند. در کنار اینها، خشکی تالابها، آتشسوزی هورالعظیم، سوزاندن مزارع نیشکر و زبالهسوزی در حاشیهی شهر، ذرات معلق بیشتری به آسمان اهواز میفرستند که با سایر آلایندهها ترکیب شده و سمیت مضاعف ایجاد میکنند.
صنایعی که در حریم شهر ماندند
استقرار واحدهای بزرگ صنعتی نظیر فولاد خوزستان، کربن بلک ایران، لولهسازی اهواز و دیگر صنایع آلاینده در حریم و حتی درون محدودهی شهر، یکی از چالشهای اساسی است. این صنایع با وجود قوانین بالادستی مانند قانون هوای پاک و مصوبهی دولت در طرح جامع کاهش آلودگی که بر انتقال آنها به خارج از شعاع تعیینشده تأکید دارد، کماکان در مجاورت محلات مسکونی فعالیت میکنند. اگرچه برخی از این واحدها موظف به انتقال شدهاند، اما روند جابهجایی با کندی و موانع ساختاری همراه بوده و این شکاف میان قانون و عمل، اعتماد عمومی را خدشهدار کرده است.
وعدهها با دوربین، عمل با چشمهای مردم
استانداری خوزستان و نمایندگان مجلس، نقشی کلیدی در الزام صنایع به اجرای تعهدات زیستمحیطی دارند. اگرچه اقداماتی نظیر انعقاد قرارداد جمعآوری فلرها گامی رو به جلوست، اما افکار عمومی به وعدهها و مصاحبهها بسنده نمیکند. مردم میخواهند با چشم خود ببینند که فلرها خاموش میشوند، کمربند سبز به سرانجام میرسد و صنایع آلاینده به خارج از حریم شهر منتقل میگردند. روزگاری نه چندان دور، خودِ مسئولان با دوربین در میان میدان بودند و وعده میدادند؛ امروز اما نوبت مردم است که با دوربینهای خود به دنبال نشانههای آن وعدهها بگردند. اگر عملی در کار باشد، نیازی به شرح و توضیح اضافی نیست؛ خودِ اقدامات، گویاترین سخنرانیها خواهند بود.
کمربند سبز؛ سه مانع بر سر راه
کمربند سبز در برنامهریزی شهری، به کمربندی از فضای سبز در پیرامون شهر گفته میشود که کارکردهای چندگانهای دارد: جذب آلایندههای صنعتی، مهار گردوغبار، تعدیل دما، افزایش رطوبت، و ایجاد مرز طبیعی میان مناطق صنعتی و مسکونی. هر هکتار از این کمربند، سالانه قادر به جذب چندین تن ذرات معلق و گازهای سمی است. طرح کمربند سبز اهواز با هدف ایجاد این سپر طبیعی، از سالها پیش به تصویب رسید؛ اما پس از گذشت سالها، تنها بخشی از این چشمانداز محقق شده است. سه مانع اصلی در مسیر تکمیل آن شناسایی میشود: نخست، بودجهی کافی برای آبیاری، نگهداری و توسعهی فضای سبز تخصیص داده نشده است. دوم، میان دستگاههای مسئول (شهرداری، استانداری، محیطزیست و صنایع) هماهنگی مؤثری وجود ندارد. سوم و مهمتر از همه، صنایع بزرگ با وجود سودهای کلان، از انجام تعهدات قانونی خود سرباز زدهاند و هیچ سازوکار تنبیهی مؤثری برای الزام آنها به عمل وجود ندارد.
هزینههای سنگین نبود فضای سبز
ناکامی در تکمیل کمربند سبز، هزینههای گزافی بر دوش مردم و نظام سلامت نهاده است. هزینههای درمانی نظیر افزایش مراجعه به بیمارستانها و مصرف بالای داروها، هزینههای اقتصادی از جمله کاهش بهرهوری نیروی کار، افت تحصیلی دانشآموزان، تعطیلیهای مکرر مدارس و ادارات، و خسارت به محصولات کشاورزی، و همچنین هزینههای روانی-اجتماعی مانند افزایش استرس مزمن، افسردگی و کاهش نشاط اجتماعی، همگی سالانه هزاران میلیارد ریال به استان تحمیل میکنند.
در حالی که سرمایهگذاری برای تکمیل کمربند سبز، تنها کسری از این مبلغ را طلب میکند و بازگشت سرمایهای چندبرابری در قالب کاهش بیماریها، افزایش بهرهوری و شادابی اجتماعی به همراه خواهد داشت.
شکاف عملکردی صنایع؛ از امکانپذیری تا ناکامی
با وجود روشن بودن موانع اصلی و شناختهشده بودن راهکارها، همچنان پرسشی بیپاسخ بر جای مانده است: چرا در برخی استانهای کشور، صنایع بزرگ با عزمی جدی و هماهنگی میان مسئولان، موفق به ایجاد کمربندهای سبز پایدار شدهاند، اما در خوزستان، با وجود سالها تأکید و تعهد، هیچ اقدام مؤثری در این زمینه صورت نمیگیرد؟ تجربهی موفق ذوبآهن اصفهان در ایجاد کمربند سبز، گواهی روشن بر امکانپذیری این راهبرد در کنار فعالیتهای صنعتی است؛ اما در اهواز، نه تنها چنین عزمی دیده نمیشود، که برخی صنایع آلاینده، بهجای اولویتدادن به این حق طبیعی مردم خوزستان، سرمایهها و تعهدات زیستمحیطی خود را در استانهای دیگر هزینه میکنند و گویی مسئولیتپذیری را برای غیر از این استان میدانند. استاندار، نمایندگان مجلس، شهردار، سازمان محیطزیست و مدیران صنایع، همگی میدانند که الگوی موفق سایر استانها چگونه پیاده شده است؛ پس چه مانعی اجازه نمیدهد همان تجربهی موفق در اهواز تکرار شود؟ مردم خوزستان حق دارند پاسخ این پرسش را بشنوند و بدانند چه کسی قرار است این چرخهی معیوب را بشکند.
از شعار تا عمل؛ افق سبز پیش رو
بحران آلودگی هوای اهواز، نماد شکاف عمیق میان سیاستگذاری و اجراست؛ ریشههای این ناکامی در فقدان ارادهی سیاسی فراگیر، نبود جریمههای بازدارنده، ساختار بخشنگر تصمیمگیری و نگرش کوتاهمدت به سرمایهگذاریهای زیستمحیطی نهفته است. در این میان، احیای کمربند سبز بهعنوان راهبردی گریزناپذیر و مردمپایه، میتواند سالانه از هزاران بیماری و مرگ پیشگیری کند و نشاط و زیستپذیری را به شهر بازگرداند. تحقق این چشمانداز اما نیازمند همافزایی دستگاهها، نظارت شفاف بر صنایع و بهمیدان آوردن توان نخبگان و شرکتهای دانشبنیان داخلی در حوزههایی چون جمعآوری گازهای فلر، توسعهی فضای سبز کمآببر و پایش هوشمند آلایندههاست. تجربه نشان داده که هرجا میدان برای متخصصان، دانشگاهیان و شرکتهای دانشبنیان این سرزمین گشوده شده، گرههایی کور باز شده است که پیش از آن غیرممکن مینمود. زمان آن رسیده که از وعدهها عبور کنیم و با نظارت، مشارکت و عمل پیوسته، اهواز را از محاصرهی دود به افق هوای پاک و فضای سبز رهنمون شویم؛ این حق مردم و مسئولیت همگانی ماست.
بدون نظر! اولین نفر باشید