در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی، چرا مردم خوزستان برای یک مرخصیِ ساده، ۷ ساعت در گرمای ۵۰ درجه میپزند
مصدق زنگنه کورکی *تقابلِ تمدن و بروکراسیِ مرده* ما در عصری زندگی میکنیم که هوش مصنوعی،تراکنشهای بانکیِ آنی و سامانههای ابری، پیچیدهترین فرآیندهای لجستیکیِ جهان را به چند ثانیه کاهش...
مصدق زنگنه کورکی
*تقابلِ تمدن و بروکراسیِ مرده*
ما در عصری زندگی میکنیم که هوش مصنوعی،تراکنشهای بانکیِ آنی و سامانههای ابری، پیچیدهترین فرآیندهای لجستیکیِ جهان را به چند ثانیه کاهش دادهاند. اما در منطقهی ویژهی اقتصادیِ اروند ، یکی از حیاتیترین گلوگاههای تجاریِ ایران ، هنوز قوانینِ «عصرِ حجر» حاکم است. دریافتِ یک برگِ مرخصیِ ساده برای خودروهای پلاک اروندی، به یک *آزمونِ طاقتفرسایِ ۷ ساعته و بعضا چند روزه* در صفهای داغ و دودزده تبدیل شده است. جایی که مردمِ شریفِ خوزستان، نه در مواجهه با فناوری، که در مواجهه با «مدیریتِ ناکارآمد» میسوزند.
*۱. وقتی «وقتِ مردم» ارزشی ندارد*
فقدانِ یک سامانهی برخطِ ساده، یعنی تحمیلِ سه نوع هزینهی گزاف به شهروندان:
– *هزینهی مالیِ کمرشکن:* رانندهای که از دزفول، شوشتر یا ایذه تا اهواز میآید، بهایِ بنزینِ آزاد، استهلاکِ خودرو و گاهی هزینهی اقامتِ شبانه را میپردازد. در شرایطِ تورمیِ کنونی، این یعنی یک «مالیاتِ نامرئی» که نه در بودجهی کشور دیده میشود و نه در صورتهای مالیِ منطقهی آزاد.
– *هزینهی جانی و سلامت:*
۵۰ درجهی سانتیگراد، نقطهی آستانهی تحملِ بدن انسان است. معطلیِ ۶ تا ۷ ساعته در فضای باز و آلوده، خصوصاً برای رانندگانِ میانسال، یک «قمارِ مرگبار» است. اگر فردی در این صفها دچارِ سکته یا گرمازدگی شود، کدام نهاد پاسخگویِ این «قتلِ اداریِ خاموش» خواهد بود؟
*هزینهی سرمایهی اجتماعی:*
نظریهپردازانِ حکمرانیِ شهری تأکید دارند که «زمانِ تلفشده در صف»، سریعترین راهِ تخریبِ اعتمادِ عمومی است. تکرارِ این صحنهها، فاصلهی مردم با حاکمیت را روزبهروز عمیقتر میکند و روایتِ «ناتوانیِ مدیران» را در اذهان نهادینه میسازد.
*۲. خلأِ سامانه، بستری برای فسادِ سیستمی*
تلختر از نبودِ امکانات، «معلولیتِ اخلاقیِ» ناشی از آن است. هرجا شفافیت نباشد، دلالی نفس میکشد. نبودِ یک سامانهی برخط با قابلیتِ رهگیریِ نوبت، باعث شده تا عدهای با استفاده از روابط و رانت، نوبتهای مرخصی را خریدوفروش کنند و بر گردهی مردم، «جزیه» ببندند. این یعنی سیستمِ فعلی، نه فقط پاسخگویِ نیازِ مردم نیست، که *بسترِ رشدِ فسادِ سازمانیافته* را هم فراهم کرده است. آیا این همان «توسعهی پایدار» و «اقتصادِ شفاف» است که وعدهاش داده بودید؟
*۳. خطاب به استاندار؛ وقتِ «وفاقِ عملی» است*
جناب آقای موالیزاده! شما به عنوانِ نمایندهی عالیِ دولتِ وفاق در خوزستان، مردم از شما «وعده» نمیخواهند؛ «عمل» میخواهند. شما این قدرت را دارید که با یک دستورِ اجراییِ فوری، این بحرانِ همیشگی را مهار کنید.
حداقلِ کاری که میتوان انجام داد، **واگذاریِ فوریِ فرآیندِ ثبتنام و دریافتِ مجوز به دفاترِ پیشخوانِ دولت و یا حتی به بخش خصوصی مثل راهگشا** در تمامیِ شهرستانهاست تا دیگر هیچ شهروندِ شهرستانی مجبور به سفرِ چندساعته به مرکز نباشد. با وجود این همه شرکت دانش بنیان در زمینه پلتفرم های دیجیتال و هوش مصنوعی که بعضا حاضر به همکاری رایگان نیز هستند همزمان، تیمِ فنیِ استانداری باید ظرفِ یک ماه، سامانهای حداقلی طراحی کند که با اتصال به سامانههایِ پلیسِ راهور و گمرک، صدورِ کدِ رهگیری را به یک فرآیندِ صرفاً موبایلی تبدیل کند. این کار، نه نیاز به بودجهی کلان دارد و نه دانشِ پیچیدهای؛ فقط نیاز به **«اراده»** دارد.
*کلامِ آخر؛ حقوقِ مسلمِ یک شهروندِ خوزستانی*
مردمِ خوزستان در طولِ هشت سالِ دفاعِ مقدس، ثابت کردند که اهلِ «مقاومت» هستند. اما این مقاومتِ زیبا، به این معنا نیست که امروز هم در برابر «مدیریتِ غلط» و «بیتوجهیِ سیستماتیک» سرِ خم کنند. گرفتنِ یک مرخصیِ ساده، یک **حقِ اداریِ بدیهی** است، نه یک امتیازِ خاص.
مردمِ داغدیدهی خوزستان، تحملِ گرمایِ جهنم را دارند، اما نه برای این که پشتِ درِ گمرک معطل بمانند؛ برای این که **کار کنند، تولید کنند و زندگی بسازند.**
بیایید این آخرین باری باشد که این جملهی تکراری را مینویسیم:
*«آنقدر که برای مدیریتِ این بحران، بهانه وجود دارد، راهحلِ عملیِ آن بسیار سادهتر است.»*
بدون نظر! اولین نفر باشید