نمایندگان خوزستان و معمای توسعه؛ از بلوک ۱۸ نفره تا افق مطالبهگری
این نوشتار، با رویکردی علمی و با هدف توسعه و آبادانی خوزستان تهیه شده است. خوزستان با انبوهی از نفت، گاز، فولاد، پتروشیمی و کشاورزی، ستون فقرات امنیت انرژی و غذایی ایران است. اما این سرزمین...
این نوشتار، با رویکردی علمی و با هدف توسعه و آبادانی خوزستان تهیه شده است.
خوزستان با انبوهی از نفت، گاز، فولاد، پتروشیمی و کشاورزی، ستون فقرات امنیت انرژی و غذایی ایران است. اما این سرزمین کهن، بهجای قطب توسعه، به کانون ناترازی بدل شده؛ نه از کمبود ظرفیت، که از فاصلهٔ راهبردی میان نقش تأمینکنندگی و جایگاه تصمیمسازی کلان. از یک سو تأمینکنندهٔ خامترین منابع کشور، و از دیگر سو، غایب از حلقهٔ تدبیر دربارهٔ همان منابع. این ناترازی کارکردی در محرومیت، بیکاری تحصیلکردگان، مهاجرت نخبگان و فرسودگی زیرساختها آشکار است. مسئلهٔ اینجا، نه یک تقاضای محلی، که بازتعریف جایگاه خوزستان از تأمینکنندهٔ صرف به شریک راهبردی در توسعه است؛ تحقق عینی همان اصلی که در قانون اساسی (اصل ۴۸) بر توزیع عادلانهٔ امکانات و درآمدهای ملی میان استانها تأکید دارد.
مجلس شورای اسلامی با ۱۸ نمایندهٔ خوزستان، کانونی بینظیر از قدرت تأثیرگذاری در اختیار دارد. اگر این بلوک بهجای پراکندگی و رقابتهای قومی، طایفهای و جناحی، به ائتلافی منسجم برای منافع استان تبدیل شود، میتواند هر دولت و وزارتخانهای را در برابر خواستههای خوزستان به چالش بکشد. اما آنچه اکنون در عمل دیده میشود، حضور نمایشی در افتتاحیههای خرد و آمارهای فوری است؛ غافل از اینکه وظیفهٔ اصلی نماینده، قانونگذاری مؤثر و نظارت بر اجرای قوانین بالادستی است. اینجا پرسش کلیدی شکل میگیرد: با وجود قطبیت خوزستان در نفت، برق، آب، کشاورزی، حملونقل، صنعت و گردشگری، چرا هیچگاه یک وزیر از این استان بر مسند وزارتخانههای کلیدی تکیه نزده است؟ چرا نمایندگان برای انتصاب مدیران بومی در وزارت نفت، نیرو، جهاد کشاورزی، راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت، و میراث فرهنگی اصرار نکردهاند تا مشکلات ریشهای از تخصیص نیافتن کامل سهم سه درصدی نفت (قانونی که سالهاست درآمدهای کلان آن به خزانه واریز میشود، اما سهم استان در پروژههای عمرانی خیلی دیده نمیشود) و بحران آب و برق گرفته تا تکمیل طرح ۵۵۰ هزار هکتاری، کاهش تلفات جادهای و شبکهٔ حملونقل حل شود؟ آیا اگر بهجای افتتاح یک ترانسفورماتور محلهای، پیگیر وزیر نیروی خوزستانی میشدند، امروز شاهد ساخت نیروگاههای جدید نبودیم؟ یا اگر بر وزیر راه خوزستانی اصرار میورزیدند، آزادراههایی که مرزهای تجاری را به قلب کشور متصل کند، افتتاح نشده بود؟ مگر نه اینکه نمایندگانی چون دکتر تاجگردون در گچساران، دکتر فلاحی در ایلام و دکتر شیخ موسی احمدی در بوشهر، با چنین نگاهی سهمهای قابلتوجهی از منابع ملی را به استان خود اختصاص دادهاند؟ در کنار این نامها، استان خوزستان سرشار از نخبگان جوان و توانمندی است که در دانشگاهها و صنایع، ایدههای نوآورانه دارند، اما بهدلیل نبود پشتوانهٔ منسجم نمایندگی، هیچگاه به حلقهٔ تصمیمسازی کلان راه نیافتهاند. پس چرا نمایندگان خوزستان از این مسیر غافل ماندهاند؟
ریشهٔ این ناکارآمدی در سه مانع ساختاری نهفته است:
نخست، پراکندگی حوزههای انتخابیه که نمایندگان را به حلِّ مسائل خاص و محدود حوزهٔ خود وامیدارد و از نگاه کلان به استان بازمیدارد.
دوم، تنوع قومی که بهجای تبدیل شدن به سرمایهٔ فرهنگی، خطِّ شکافآفرینی را تقویت کرده و وفاق استانی را به رقابتهای هویتی بدل میسازد.
سوم، جناحگرایی حزبی که وفاداری نمایندگان به شبکههای ملی را بر منافع جمعی استان ترجیح میدهد و آنان را از درک مشترک از اولویتها دور میسازد.
این سهگانه، انرژی جمعی بلوک ۱۸ نفره را هدر میدهد و تدوین برنامهای راهبردی و فراگیر برای توسعهٔ خوزستان را ناممکن میکند.
عبور از این بنبست، نیازمند همآوایی سه ضلع مثلث تحول است: نمایندگان، نخبگان بومی و مطالبهگری مردمی. تجربهٔ موفق مدیرانی چون دکتر مقتدایی، مهندس شمسایی و دکتر مسعود اسدی، گواه این حقیقت است که بهکارگیری مدیران آشنا با بافت منطقه، نهتنها کارایی تصمیمات را افزایش میدهد، بلکه هزینههای نهادی را نیز به طرز محسوسی کاهش میبخشد. اصرار بر حضور این سرمایههای ارزشمند در وزارت نفت، نیرو، جهاد کشاورزی، و نیز بهرهگیری از دیگر نخبگان خوزستانی در وزارت راه و شهرسازی، صنعت، و میراث فرهنگی و گردشگری، زمینهساز تحقق اهداف کلانی چون اجرای کامل قوانین بالادستی، مدیریت علمی حوضههای آبریز، نوسازی زیرساختها، تکمیل زنجیرهٔ ارزش صنایع و احیای میراث تاریخی و گردشگری خواهد شد.
بیگمان، این سرمایههای گرانقدر، با پشتوانهٔ منسجم و هماهنگ بلوک ۱۸ نفرهٔ نمایندگان، از انزوا خارج شده و به موتور محرکهٔ توسعه در همهٔ عرصهها بدل خواهند شد؛ آزادراههایی که مرزها را به هم متصل میکند، جادههایی که ایمنی را به ارمغان میآورند، صنایعی با ارزشافزوده، گردشگریِ رونقیافته و در نهایت، نسلی از جوانان که بهجای مهاجرت، آیندهٔ روشن خود را در زادگاهشان میجویند.
در سوی دیگر، تجربهٔ استانهایی چون اصفهان، هرمزگان و فارس نشان داده که نظاممندسازی مطالبات از طریق تشکلهای صنفی، اتاقهای بازرگانی و انجمنهای علمی، به تغییرات ملموس در تخصیص منابع و ترکیب مدیران ملی میانجامد. مردم خوزستان با تهیهٔ گزارشهای مستند از نرخ بیکاری، تنش آبی و نابرابریها و ارائهٔ آن به نمایندگان و رسانهها، میتوانند پشتوانهٔ افکار عمومی را فراهم آورند. اما این مسیر نیازمند سازوکار سازمانیافته است؛ از این رو، تأسیس ستاد توسعهٔ متوازن خوزستان با دبیرخانهای در استانداری و ترکیبی از نمایندگان اتاق بازرگانی، سازمانهای مردمنهاد، دانشگاهها و مجمع نخبگان، گامی ضروری است. انتشار عمومی صورتجلسات و نظارت دوگانه، شفافیت را تضمین و آن را به پل ارتباطی میان مردم، نمایندگان و دولت مرکزی بدل میسازد.
سخن پایانی اینکه، خوزستان با میراث تمدنی و سرمایههای انسانی کمنظیر، ظرفیت تبدیل به الگویی برای مدیریت منابع در غرب آسیا را دارد. اما این چشمانداز در گرو همآوایی ۱۸ نماینده، اصرار بر انتصاب مدیران بومی و مطالبهگری مستند مردمی است. آنان میتوانند با الگوگیری از عملکرد مؤثر همتایان توانمند، پرتلاش و آگاه خود در سایر استانها، ثابت کنند که بلوک ۱۸ نفرهٔ خوزستان نیز قادر است معادلات توسعه را به نفع مردم این سرزمین تغییر دهد. چراکه آنان نه فقط صدای استان، که اهرم تغییر ساختارهایی هستند که سالها خوزستان را در جایگاه «تأمینکنندهٔ خاموش» محبوس کرده است. گذار از این ناترازی، با ارادهٔ جمعی و پاسخگویی دولت، نه یک گزینه، که یک تکلیف ملی است، و فراموش نکنیم که خوزستان، تنها یک استان در جنوب غربی کشور نیست؛ قلب تپندهٔ اقتصاد ایران است. آبادانی این سرزمین، امنیت انرژی، امنیت غذایی، رونق صنایع پاییندستی و جهش تولید ناخالص داخلی را به همراه دارد؛ کاهش وابستگی به واردات، افزایش صادرات غیرنفتی، اشتغالزایی برای میلیونها جوان و ارتقای جایگاه ژئوپلیتیک ایران در منطقه را ممکن میسازد. هر ریالی که صرف آبادانی خوزستان شود، سرمایهگذاری ملی با بازدهی چندینبرابری برای تمام ایران است. بیاییم با همدلی و همآوایی، خوزستان را از محرومیت به توسعه و از ناترازی به تعادل برسانیم؛ چراکه آبادانی خوزستان، آبادانی ایران است و رفاه مردم این دیار، رفاه همهٔ ایرانیان.
بدون نظر! اولین نفر باشید