خواهرخواندگی؛ بستری برای توسعه دانشبنیان و بهبود کیفیت زندگی شهری
روایت شهری کهن با چشماندازی برای فردا اهواز، شهری کهن با قدمتی چندین هزار ساله، در آغوش کارون، از دیرباز یکی از تأثیرگذارترین شهرهای ایران بوده است. اما امروز، با وجود پیشینه درخشان و ظرفیتهای...
روایت شهری کهن با چشماندازی برای فردا
اهواز، شهری کهن با قدمتی چندین هزار ساله، در آغوش کارون، از دیرباز یکی از تأثیرگذارترین شهرهای ایران بوده است. اما امروز، با وجود پیشینه درخشان و ظرفیتهای بینظیر در نفت، صنعت و کشاورزی، در بسیاری از شاخصهای کیفیت زندگی از کمبود فضاهای سبز استاندارد تا فرسودگی تجهیزات و زیرساختهای شهری تا کمبود مراکز تفریحی و فرهنگی با ناترازیهایی روبهرو است که امید و انگیزه را در دل جوانان و نخبگانش خاموش کرده است. این وضعیت، حاصل سالها برنامهریزی واکنشی و غفلت از نیازهای اساسی جامعه شهری است؛ حالا زمان آن رسیده که با نگاهی راهبردی، به فکر چارهای اساسی باشیم.
ضرورت؛ خواهرخواندگی به مثابه اهرم توسعه شهری
در میان راهحلها، یک اهرم قدرتمند و کمهزینه میتواند بسیاری از گرههای کور این شهر را بگشاید؛ خواهرخواندگی با همتایان شهری موفق. این پیمان، نه یک تفاهمنامه تشریفاتی، که سرمایهگذاری در سرمایه اجتماعی و دانشی است. در ادبیات توسعه شهری، خواهرخواندگی بستری برای یادگیری بینشهری و ظرفیتسازی نهادی محسوب میشود و تجربه شهرهای پیشرو نشان داده که حل مسائل پیچیده شهری، مستلزم خلق چنین شبکههایی است.
کارکردها؛ خواهرخواندگی چگونه به حل مسائل شهری کمک میکند؟
این راهبرد، کارکردهای مشخص و قابلاندازهگیری در شش حوزه دارد:
۱- انتقال دانش و تجربیات مدیریتی؛ بسیاری از شهرهای موفق، با بهرهگیری از تجارب همتایان پیشرو در حوزههایی مانند حملونقل، مدیریت پسماند و طراحی شهری، زیرساختهای خود را نوسازی کردهاند. اهواز نیز میتواند با پیمانهای هدفمند، از این تجارب بهره گیرد.
۲- مدیریت بحرانهای زیستمحیطی؛ مهار گردوغبار، پالایش آب و افزایش فضای سبز مقاوم، نیازمند دانش و فناوریهایی است که در شهرهای پیشرو وجود دارد. خواهرخواندگی میتواند این دانش را نظاممند به اهواز منتقل کند.
۳- ساماندهی حاشیهنشینی؛ برخی کلانشهرها، در توانمندسازی اقتصادی ساکنان حاشیهنشین و تأمین مسکن ارزانقیمت موفق بودهاند. انتقال این تجربه، به اصلاح بافتهای ناکارآمد و کاهش آسیبهای اجتماعی کمک میکند.
۴- جذب سرمایهگذاری و رونق گردشگری؛ خواهرخواندگی، بستری برای معرفی ظرفیتهای اقتصادی، تاریخی و گردشگری فراهم میکند و با ایجاد اعتماد، زمینهساز جذب سرمایهگذاران میشود.
۵- ارتقای فرهنگ شهروندی؛ الگوبرداری از شهرهایی که نظافت و مشارکت مدنی را به ارزش اجتماعی تبدیل کردهاند، چرخه بیتوجهی را شکسته و حس تعلق را افزایش میدهد.
۶- توانمندسازی نیروی انسانی؛ همتایان شهری به عنوان آکادمیهای عملی، با آموزش کارکنان، بهرهوری را افزایش و نیروهای مازاد را به سرمایههای مؤثر تبدیل میکنند.
برای تحقق همافزایی شهری، اهواز میتواند با شهرهای پیشروی ایران پیمان ببندد: اصفهان در فضای سبز، گردشگری و صنایع دستی؛ تبریز در حملونقل و دیپلماسی شهری؛ یزد و همدان در گردشگری و صنایع دستی؛ مشهد در مدیریت پسماند؛ شیراز در گردشگری، فرهنگ و هنر؛ و تهران با بزرگترین پارکهای آبی و شهربازی. در سطح بینالمللی، شهرهایی مانند دبی، ابوظبی، دوحه، استانبول، کوالالامپور، توکیو، سئول و چین نیز الگوهای ارزشمندی هستند. اهواز با برقراری پیمانهای هدفمند با این شهرها، میتواند در حوزههای مدیریت شهری، محیط زیست، حاشیهنشینی، سرمایهگذاری، فرهنگ شهروندی و تفریحات سالم، از تجارب موفقشان بهره گیرد.
تجربه شهرهای کشور نشان داده که این کارکردها زمانی به نتیجه میرسند که خواهرخواندگی از تفاهمنامه به اقدامات عینی و زمانبندیشده تبدیل شود.
تحول پایدار؛ زیرساخت مطلوب، سرمایه انسانی ماندگار
اصلاح زیرساختها از طریق خواهرخواندگی، زنجیرهای از تأثیرات مثبت به دنبال دارد. وقتی شهروند ببیند برای آسایش او برنامهریزی شده، به عضو فعال و دلسوز جامعه تبدیل میشود و از فضاهای عمومی مراقبت میکند. سرمایهگذار با دیدن زیرساختهای استاندارد، احساس امنیت کرده و با احداث مراکز تفریحی، رونق اقتصادی و شادی را به ارمغان میآورد. این تحول، زمینه ماندگاری سرمایههای انسانی را فراهم میکند؛ نخبگان در شهر میمانند، بازنشستگان استان را ترک نمیکنند و خانوادهها از تفریحات دروناستانی بهرهمند میشوند.
هزینههای خارجشده از استان، در چرخه اقتصادی محلی میماند و به افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای درمانی (پیشگیری از بیماریهای تنفسی، قلبی، دیابت و فشار خون با کاهش آلودگی ها و توسعه فضاهای سبز و تفریحی) منجر میشود. در نهایت، این زنجیره به شادی عمومی، بهبود سلامت روان و جامعهای سالم و بانشاط منجر میشود.
نقشها و مسئولیتها؛ هم افزایی برای تحقق خواهرخواندگی
تحقق خواهرخواندگی، نیازمند عزم جمعی و هماهنگی نهادهاست. شورای شهر با تعیین اولویتها و تصویب برنامههای تشویقی، بستر را فراهم میکند. شهرداری با تشکیل کارگروههای تخصصی و پیگیری مذاکرات، پیمان را از تفاهم به عینیت میرساند. دستگاههای تخصصی نیز دانش و فناوری را از همتایان شهری دریافت میکنند. استانداری با نقش تسهیلگری و هماهنگی، موانع را روانسازی میکند. به عبارت ساده؛ شورا مسیر را هموار میکند، شهرداری اجرا میکند و استانداری پشتیبان است.
در حالی که کلانشهرهای کشور از شبکههای گسترده خواهرخواندگی بهرهمندند، اهواز با وجود ظرفیتهای بینظیر و پیگیریهای اولیه، هنوز به ارتباطات پایدار دست نیافته است. این فاصله، فرصتی ارزشمند برای مدیران است تا با امضای نخستین پیمانها، نام خود را به عنوان معماران تحول ثبت کنند. خواهرخواندگی میتواند کار شاخص مدیریت شهری باشد و با ایجاد ساختاری پایدار، نام مدیران را در تاریخ ماندگار کند.
افق پیش رو؛ برای شهری که شایسته آنیم
تا کی حسرت تفریح سالم در دل جوانان بماند؟ تا کی سرمایه استان، صرف تفریح در استانهای دیگر شود؟ تا کی نخبگان و بازنشستگان، شهر خود را ترک کنند؟ پاسخ، در اراده جمعی و مدیریت هوشمندانه نهفته است. خواهرخواندگی، نه یک رویا، که راهکاری علمی و عملی است. اهواز با تمام ظرفیتهای بینظیر، اگرچه گامهایی برداشته، اما هنوز به شکوفایی نرسیده است. همافزایی شورا، شهرداری و استانداری، خواهرخواندگی را از شعار به عمل میرساند؛ نوسازی زیرساختها و تثبیت سرمایههای انسانی، نشاط و امید را به جوانان بازمیگرداند.
بدون نظر! اولین نفر باشید