قطعی و قحطی اینترنت به روایت مش قاسم
چهار ماهی که به اندازه چهل سال بر من گذشت. دلم گرفته بود و در این مدت، از فرط تنهایی، مثل آدم مارگزیده دور خودم میپیچیدم. نه خط سفیدی در کار بود و نه مشمول عنایات اینترنت طبقاتی میشدم. شهروند عادی بودن، ژن خوب نداشتن و وصل نبودن به دُم آقازادهها هم مصیبتی است برای خودش! که من بحمدالله از جمیع جهات بی نصیب مانده ام۔
در این چهار ماه قطعی و قحطی اینترنت، با “روبیکا” و “بله” و “ایتا” پیمان مودت و حُسن همجواری بستم. سراغ قفسه کتابها رفتم و شروع کردم به کتاب خواندن؛ اما باز هم احساس میکردم از دنیا عقب افتادهام و از آن سوی مرزهای مجازی بیخبر ماندهام.
تا اینکه کمکم، موشکهای هایپرسونیک ایران اثر خود را بر معادلات قدرت گذاشتند و افزایش سرسامآور قیمت نفت و فرآوردههای نفتی، جهانیان، بهویژه اروپاییها و کشورهای شرق آسیا را به سمت چارهجویی و تأکید بر دیپلماسی سوق داد. آب از آسیاب تنشهای تنگه هرمز و محاصره دریایی افتاد و دولت پاکستان میان تهران و واشنگتن رفتوآمدهای دیپلماتیک خود را آغاز کرد.
آن طرف هم ترامپ، مثل همیشه، ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکرد و با اظهارنظرهای متناقض و رنگارنگ، هر روز ساز تازهای میزد.
در این میان، اخبار شبکههایی چون روبیکا و ایتا نیز عمدتاً در همان مسیری حرکت میکردند که حسین شریعتمداری، جبلی، رائفیپور و پایدارچیها برای آن ریلگذاری و تئوریپردازی میکردند.
این وضع ادامه داشت تا اینکه زمزمههایی از رفع تدریجی محدودیت اینترنت به گوش رسید. البته رفع محدودیت که چه عرض کنم؛ بیشتر شبیه حرکت لاکپشت روی آسفالت داغ اهواز در فصل خرماپزان بود! سرعت اینترنت همچنان کُند، واتساپ و تلگرام همچنان گرفتار فیلترینگ و بازار فیلترشکنها نیز از همیشه داغتر شده بود.
پنجشنبهشب، برای شرکت در مراسم ترحیم چند تن از همولایتیهای تازهدرگذشته به ولایت رفتم. همانجا به مشقاسم گفتم:
مش قاسم جان دق کردم. یک فیلترشکن پدر و مادردار برایم نصب کن تا ببینم دنیا دست کیست!
مشقاسم گوشی را گرفت، کمی ور رفت و گفت: آمیرزا! این فیلترشکن اسمش “هرکول” است؛ از توپ ۱۰۵ نادری هم بهتر عمل میکند!
نگاهی به تصویر هرکول روی صفحه انداختم. راستش را بخواهید، وقتی دیدم اسمش هرکول است، قد و قوارهای پهلوانانه هم دارد و مشقاسم هم اینطور از آن تعریف میکند، خیالم راحت شد.
بعد از چهار ماه ریاضت و فراق اینترنت، فوری گوشی را زدم به شارژ تا حسابی جان بگیرد. به پاس این خدمت بزرگ نیز مشقاسم را بغل کردم و پیشانی مبارکش را بوسیدم.
از صبح تا شب در تلگرام و اینستاگرام و واتساپ و هر سوراخ و سمبهای که پیدا میشد سرک کشیدم؛ اما درست مثل آمریکا، هیچ غلطی نتوانستم بکنم! سرعت اینترنت آنقدر پایین بود که گاهی فقط چند ثانیه واتساپ باز میشد و قطرهچکانی چند پیام دریافت میکردم.
پیامهای چهار ماهه دوستان، که انگار در راه مانده بودند، مثل گندم برشته، یکییکی شروع کردند به جلیز و ولیز کردن در گوشی. هنوز درست و حسابی به فضای مجازی برنگشته بودم که هرکول بیچاره از نفس افتاد.
باز من ماندم و یک گوشی بیفیلترشکن و دنیایی از تنهایی.
حالا هم چند روزی است از مشقاسم خبری ندارم؛ نه خودش پیدا میشود و نه هرکولش.
راستی، بین خودمان بماند؛ اگر کسی یک فیلترشکن قرص و محکم دارد که پهلوانپنبه نباشد، بنده را از فیض آن بینصیب نگذارد!
دیروز خالو غضنفر را مأمور کردم از مشقاسم خبری بگیرد، اما تا این لحظه دست خالی برگشته است. در همین گیرودار، خاله ماهپری در روبیکا نوشت:”امروز ساعت ۹ صبح، با یک فقره دوربین شکاری، مشقاسم را روی قله کوه بادرنگان کنار دکل مخابراتی رصد کردم. شواهد و قرائن نشان میدهد که مشارالیه همچنان مشغول بهروزرسانی فیلترشکن کذایی هرکول است!”
خاله ماهپری در ادامه افزوده بود:”هرکول عملاً از دسترس خارج شده، اما آمیرزا همچنان امیدوار است. هر صبح گوشی را برمیدارد، وایفای را خاموش و روشن میکند، داده همراه را قطع و وصل میکند و بعد رو به آسمان میایستد؛ شاید از جانب مشقاسم فرجی برسد! آمیرزا جان! منتظر هرکول بمان تا علف زیر پایت سبز شود!.
از مهملات خاله ماهپری که بگذریم، آنطور که شنیدهام، مشقاسم نذر کرده است اگر یک روز اینترنت درست و حسابی وصل شد، یک گوسفند قربانی کند و گوشتش را میان کودکان کار تقسیم نماید.
من هم فعلاً چشمانتظارم؛ نه برای دیدن اخبار دنیا و نه برای فهمیدن اینکه دنیا دست کیست؛ فقط میخواهم بدانم مشقاسم در نذری کردن آن گوسفند مصمم است یا این هم یکی از همان بلوفهای سیاسی است که این روزها مد شده است!
البته همین الان پیامکی از مشقاسم دریافت کردم که نوشته بود:”آمیرزا! این دفعه یک فیلترشکن پیدا کردهام که اگر وصل نشد، خودم را به مودم میبندم و از دکل بالا میروم!»
البته بعید نیست این پیام را بدافزاری ناشناس ارسال کرده باشد و روح مشقاسم از ماجرا بیخبر باشد؛ زیرا آخرین گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که ایشان همچنان بالای قله بادرنگان، میان زمین و آسمان، در حال بروزرسانی فیلترشکن هرکول است!
فعلا عزت زیاد
محمد شریفی – اهواز
۲۴ خرداد ۱۴۹۵
بدون نظر! اولین نفر باشید