فرماندارانِ غایب در جلسات سرنوشتساز؛ روایتی از مماشات، کمکاری و ضرورت نظارت عالی/ حمید گل افشان
وقتی سخن از مدیریت یک شهرستان به میان میآید، بیگمان اولین نامی که بر زبانها جاری میشود، «فرماندار» است؛ مدیری که قانون او را عالیترین مقام اجرایی و نماینده بیواسطه دولت در آن خطه معرفی...
وقتی سخن از مدیریت یک شهرستان به میان میآید، بیگمان اولین نامی که بر زبانها جاری میشود، «فرماندار» است؛ مدیری که قانون او را عالیترین مقام اجرایی و نماینده بیواسطه دولت در آن خطه معرفی کرده است. فرماندار باید چشمان تیزبین نظارت، گوشهای شنوای مشکلات و دستانی توانا برای اجرا داشته باشد. اما آیا همیشه چنین است؟ گاه در گوشه و کنار این سرزمین، شهرستانهایی را میبینیم که فرماندار دارند، اما انگار نه؛ چراکه برخی از این مدیران ارشد، یا شرح وظایف خود را به درستی نمیدانند و یا از انجام آن سر باز میزنند و در نتیجه، نظارت بر امور شهری، عمرانی، فرهنگی و حتی امنیتی، به دست فراموشی سپرده میشود.
بر اساس قوانین موضوعه، فرمانداران به عنوان نماینده عالی دولت، مسئولیتهای خطیری بر عهده دارند. نظارت عالیه بر عملکرد شهرداریها، ارزشیابی مدیران اجرایی، هدایت جلسات شورای تأمین و شورای اداری و تأمین امنیت پایدار، بخشی از این وظایف سنگین است. اما شواهد میدانی نشان میدهد برخی از فرمانداران، خود را بیش از آنکه درگیر نظارت میدانی و حل مسائل شهری بدانند، درگیر امور تشریفاتی یا انتصابات مدیریتی میکنند. گاه دیده شده که به سادگی از کنار کمکاری شهرداران یا ترک فعل مدیران عبور میکنند و با مماشات، فضا را برای بیمسئولیتی فراهم میآورند.
از سوی دیگر،گاها غیبت برخی فرمانداران در جلسات کلیدی شورای اداری و شورای تأمین، مصداق عینی این کمکاری است. جلساتی که به ریاست خود فرماندار تشکیل میشود، اما وقتی رئیس جلسه غیبت میکند، عملاً کارایی این نهادهای مهم از بین میرود و مدیران شهرستان بدون راهبر و ناظر، به کار خود ادامه میدهند. هر غیبتی در چنین جلساتی، یعنی تعطیل شدن سازوکار نظارت و هدررفت منابع. امنیت شهرستانها، به عنوان خط قرمز نظام مدیریتی، مستقیماً بر عهده فرماندار است و هرگونه ترک فعل در این حوزه، آرامش روانی و اجتماعی مردم را به مخاطره میاندازد.
نکته تأسفبارتر آنکه برخی فرمانداران، به منظور حفظ موقعیت و صندلی ریاست خود، سعی میکنند با همه طیفها از جمله نماینده شهرستان و برخی مدیران قدرتمند، مماشات و مدارا کنند و از برخورد قاطع با تخلفات پرهیز مینمایند. این رویه که ریشه در نگاه ابزاری به جایگاه مدیریتی دارد، به شدت برای شهرستان مضر است، چراکه فرماندار باید در همه زمینهها دارای اقتدار و استقلال رأی باشد و از انفعال و تبعیتمحوری که به زیان توسعه و عدالت تمام میشود، پرهیز کند. مدیری که برای حفظ صندلی خود از اجرای قانون طفره میرود، امانت مردم را به باد داده است. یک فرماندار کارآمد باید صلابت خود را در تمام زمینهها به نمایش بگذارد و از حاشیهها و روابط غیرضروری پرهیز کند.
در این میان، نقش نظارتی استاندار و معاونت عمرانی استانداری، حیاتی و تعیینکننده است. انتظار میرود این دو نهاد با دقت و حساسیت، عملکرد فرمانداران را رصد کنند و در صورت مشاهده کمکاری یا مماشات با مدیران ناکارآمد، با قاطعیت نسبت به عزل فرماندار متخلف اقدام کنند؛ پیش از آنکه سرمایههای ملی و پروژههای نیمهتمام شهرستان، بر اثر بیتوجهی به هدر رود. تأخیر در این تصمیمگیری، یعنی باخت بزرگ توسعه و پیشرفت.
آقای استاندار! جناب معاون عمرانی! شهرستانها امانتهایی گرانقدر در دست فرمانداران هستند. امروز برخی از این امانتداران، یا از وظیفه خود بیخبرند یا عمداً از انجام آن شانه خالی میکنند و حاصلش، کاهش رضایت عمومی و هدررفت پروژههای حیاتی است. شما به عنوان ناظران عالی، وظیفه دارید با قاطعیت، عملکرد این مدیران را زیر ذرهبین ببرید و در صورت مشاهده کوچکترین نشانهای از کمکاری، بدون اغماض نسبت به عزل آنها اقدام کنید. فرمانداران باید بدانند صندلی مدیریت، امانتی بیش نیست و مردم، ناظران بیچون و چرای عملکرد آنها هستند. امروز، زمان قاطعیت است، نه مماشات؛ زمان نظارت میدانی است، نه غیبت در جلسات.
🖋عبدالحمید گلافشان
بدون نظر! اولین نفر باشید