خبر فوری

محرم‌های کودکی من

به گزارش پی نوشت، سال‌های پر تشویش و سرد دوره ستمشاهی است و اینجا مسجد جامع فریمان است در کودکی من و سینه‌زنی و زنجیرزنی‌ها. حالا پس از گذشت چند دهه دارم آن روزها را مرور می‌کنم. در ماه محرم و صفر در برخی نقاط شهر توسط افرادی که به «مرشد» معروف بودند پرده‌خوانی اجرا می‌شد پرده روی دیوار نصب می شد و یک دنیا رویا و احساسات و انگار از هر شبکه مجازی و دیجیتال و تلویزیون بهتر بود؛یا ما شاهد بلند کردن «علم» هایی که بسیار تزین شده بودند با پارچه های خوش رنگ و آن بالای بالا ؛ چند سیب * “علم “ها با هیبت وبا شکوه بودند.  فریمان هم شهر پهلوانان و قهرمانان ؛ بهترین خاطره‌ام مربوط است به حضورم در دسته‌ عزاداری مسجد محله‌مان موسی بن جعفر که متولی و بزرگ‌ترش «حاج علی آقای قاضی‌زاده هاشمی» بود. مدیریت خوبی داشت و هیئت بسیار منظم و منسجمی ایجاد کرده بود. به‌خاطر مصادف شدن عزاداری با روزهای قیام مردمی، رنگ و بوی نوحه‌ها و مراسم، سیاسی و ضد رژیم شاه شده بود. حالا خودم را در آن سال‌ها می‌بینم که گذرم افتاده است به گورستان که پر از سنگ‌های قبری بود (حالا تبدیل به پارک شده )که روی آن تصاویری تاریخی و یا نماد شانه و سرمه دان و … نقش بسته بود. بر اثر بیماری‌ها قدیم ؛معمولاً کودکانی از هر خانواده فوت شده بودند، من هم برادران و خواهرانی در گورستان قدیمی داشتم.مرقد پدر بزرگم ملا محمد صادقی کنار تپه قرآن بود؛تپه قران پر بود از ورقه های کاغذی قدیمی*… خرما و حلوای نذری و خیرات سر قبرها، کاممان را شیرین می‌کرد. پذیرایی از هیئتی‌ها صورت می‌گرفت، هر چند ما کودک بودیم و در تاسوعا و عاشورا پشت در بسته قرار می‌گرفتیم. فقط من و مجید و… که پدرمان کارگر کارخانه یا نگهبان بیمارستان بود… ولی فرزند افراد صاحب منصب را با عزت برای صرف ناهار و پذیرایی به داخل راه می‌دادند. حس خیلی بدی داشتیم ؛ ما آنجا معنی فقیر و غنی تفاوت طبقه کارگر و کارفرما را درک می‌کردیم. متوجه می‌شدیم باید صبر کنیم و خود را به منزل برسانیم. انگار مادران ما می‌دانستند کودکانشان در این روزها به نوازش و توجه بیشتری نیاز دارند.توی محلات روضه های خانگی برپا بود…برای خبر کردن و اطلاع رسانی با یک پیت حلبی پشت بام می رفتم و با دو قطعه چوب یک مارش نظامی را می نواختم.هنگام ضربه زدن برای اطلاع رسانی از روی پشت بام سعی می کردم مرحوم مادرم از کارم راضی باشد.منازل بسیار بزرگ بود و در واقع فریمان یک باغ شهر بود.

حسن صادقی یونسی( فریمان)

درباره سید محمدرضا حسینی علی آباد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *